«حالا که به سن تکلیف رسیدهام میدانم که باید به احکام خدا و قرآن که برای ما مشخص شده است برای تشکر از خدای مهربان عمل کنم. از جمله این دستورات الهی، نماز، روزه و حجاب است.»
آنچه را خواندید معصومه شادکام مقدم، ۱۰ ساله و دانشآموز کلاس چهارم مدرسه سمیه۲ میگوید. معصومه پارسال روزهاولی بوده است و باتوجه به فرارسیدن ماه مبارک رمضان با او گفتگو کردهایم که میخوانید.
مشقی که خداوند پس از سن تکلیف به ما داده خواندن نماز اول وقت، روزهگرفتن، داشتن حجاب و دوری از نامحرم است. از هفتسالگی هم حجاب کامل داشتم.
پارسال بهدلیل اینکه روزهاولی بودم و روزه کامل میگرفتم خیلی خوشحال بودم که دیگر بزرگ شدهام، در روزهای عید هم که روزه بودم به شیرینی و آجیل نگاه نمیکردم تا هوس نکنم.
وقتی کلاس اول و دوم بودم مامانم اجازهی گرفتن روزه کامل را به من نمیداد و فقط باید کلهگنجشکی میگرفتم، اما کلاس دوم چند روز را کامل گرفتم، بهدلیل اینکه برادرم هم روزه میگرفت و دوست نداشتم از او عقب بمانم. با اینکه سخت بود، اما خیلی خوشحال بودم.
خاطرم هست با روزه کامل خیلی گرسنه شده بودم و در مدرسه که بودیم بعضی همکلاسیهایم جلوی چشمم خوراکی میخوردند. یک روز یکی از دوستانم با ناراحتی به آنها گفت: «معصومه روزه است نباید جلوی چشم او چیزی بخورید!»
پارسال که ماه رمضان همزمان با عید نوروز بود و اقوام هم روزهدار بودند و روزها عیددیدنی نمیرفتیم، یا برای افطار دعوت میشدیم یا پس از افطار تا سحر مشغول عیددیدنی و دیدوبازدید بودیم.
روزهداری برای من اصلا سخت نیست و برای بدنم هم مفید است. وقتی بازی میکنم یا درس میخوانم برایم زمان زودتر میگذرد، به تشنگی و گرسنگی هم فکر نمیکنم و سعی میکنم حواسم را با موضوعات دیگری پرت کنم.
نماز و قرآن میخوانم و کارهایی که خدا گفته است روزه را باطل میکند مانند خوردن و آشامیدن، اذیتکردن دیگران، دروغگفتن و غیبتکردن را انجام نمیدهم، به مامانم هم کمک میکنم.
ماه رمضان را خیلی دوست دارم، زیرا از طرف بزرگترها برای کارهای خوبم بیشتر تشویق میشوم و همه از من تعریف میکنند که خیلی ذوق میکنم.
وعده سحری را بیشتر دوست دارم، زیرا پس از آن برای رضای خدا نیت کرده و یکروز دیگر را روزه میگیرم. وقتی روزه هستم مامان و بابا هوای مرا دارند و نمیگذارند کارهای سخت و فعالیتهایی که با آنها تشنه و گرسنه میشوم را انجام بدهم.
میگویند که بیشتر استراحت کنم، من هم با قرآن و نماز خواندن و کمک کردن به مامان و مهربان بودن با اطرافیانم روزم را میگذرانم.
داداشم هم از ۹سالگی روزه را با کلهگنجشکی شروع کرد و با اینکه دو ماه دیگر تازه به سن تکلیف میرسد سهسالی هست که روزه کامل میگیرد و من به او حسودی میکردم.
حالا خوشحالم که از پارسال دیگر خانوادگی در کنار هم افطاری و سحری میخوریم و برای نماز و روزه همراه یکدیگر هستیم.
از پارسال در بیتالمهدی به آموختن قرآن، احکام و نهجالبلاغه مشغول هستم. قرآن را با لحن عربی و روان میخوانم و حکمتهای نهجالبلاغه را برای همکلاسیهایم هرروز پای تخته مینویسم تا آنها هم یاد بگیرند.
همچنین یاد گرفتهام مرجع تقلید انتخاب کنم تا احکام شرعی را درست بهجا بیاورم.
علاقه زیادی به کتابخواندن دارم، همراه گروه سرود در مدرسه، بیتالمهدی، حرم مطهر و میدان شهدا اجرا داشتیم. امسال در مراسم اعتکاف شرکت کردم و جایزه هم گرفتم.
داستانها و روایتهای زیبا را بهخوبی در کلاس اجرا میکنم، تست بازیگری هم قبول شدم که به دلیل حفظ کامل حجابم ادامه ندادم. همهی تلاشم را میکنم که در درسهایم همیشه «خیلیخوب» بگیرم، دوست دارم در آینده پزشک شوم.
در ورزش، کمربند بنفش در دفاعشخصی، کمربند نارنجی در ووشو و مدال طلای ناحیه در رشته ژیمناستیک را دارم. علاقه بسیاری نیز به نویسندگی دارم.